حس و حالِ روحانی و حضور شهدا را احساس می‌کردم

حس و حالِ روحانی و حضور شهدا را احساس می‌کردم

«نسرین ژولایی» از «راویان ایثار» استان البرز است که در سفر به مناطق جنگی در خاطره خودنوشت می نویسد: «حس و حال معنوی روحانی در وجود همه به خوبی نمایان بود. احساس می‌کردم شهید گمنام و شهید کلهر، حاضر است و به گفته هایم مهر تایید می‌زند و اشک در چشمانم حلقه بسته بود. » ادامه این خاطره را در نوید شاهد بخوانید.
نامی اسلامی، برای فرزند در راهم انتخاب کنید
سیری در کلام غواص والفجر هشت:

نامی اسلامی، برای فرزند در راهم انتخاب کنید

شهید«عبّاس بافقی‌زاده» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «از شما می‌خواهم که فرزندانمان به نحو احسن تربیت نمایی و فرزندی که در آینده إن شاالله به دنیا خواهد آمد، نامی اسلامی با سلیقه‌ی خودت انتخاب نمایی.»
تنها وصیت من توصیه به صبر و بردباری است
سیری در کلام شهیدباقری:

تنها وصیت من توصیه به صبر و بردباری است

شهید «محمّدحسين باقری» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «در پایان تنها وصیّت من به شما عزیزان توصیه به صبر و بردباری است.»
معامله با خدا ناراحتی ندارد
وصیت‌نامه شهید بذرپاچ

معامله با خدا ناراحتی ندارد

شهید«علی‌اصغر بذرپاچ» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «خون من که از خون علی اکبر حسین(ع) و علی اصغر حسین(ع) رنگین تر نیست. با خدا معامله کردن که ناراحتی ندارد.»
من یک سردار سلیمانی‌ام!
اثر برگزیده؛

من یک سردار سلیمانی‌ام!

«سحر ظهیری» در «نامه ای برای پدرم» نوشت: «آری! من یک سردار سلیمانی‌ام چون به وطنم عشق دارم و به آن عشق می ورزم عمر حقیقی انسان سال هایی است که به نیکی سپری شده و تو با سیرت و صورت نیکی که داشتی، هنوز زنده هستی و در ذهن و قلب ما وجود داری. ای سردار بی ادعا، سردار دلها، راهت را ادامه خواهیم داد و اجازه نمی دهیم کسی نامت را بدنام کند. دعایمان کن سردار.»
امروز همه ما «قاسم سلیمانی» هستیم
اثر برگزیده:

امروز همه ما «قاسم سلیمانی» هستیم

«حسین قشقائی‌نژاد» در نامه‌ای برای پدرم نوشت: «پس دشمنانمان هم بدانند سرداران سیدعلی خامنه‌ای همین کودکان نوجوانان و جوانان امروزند و انتقام خون به ناحق ریخته سردار دلها را خواهند گرفت. امروز همه ما قاسم سلیمانی هستیم.»
یاد آن انگشتر عقیق روحمان را شرحه‌شرحه می‌کند
اثر برگزیده:

یاد آن انگشتر عقیق روحمان را شرحه‌شرحه می‌کند

«بهنوش رجب‌نژاد» در «نامه‌ای برای پدرم» نوشت: «یاد آن دست خونین... یاد آن پیکر اربا اربا... یاد آن انگشتر عقیق، روحمان و جسممان را شرحه شرحه می‌کند...»
نامه‌ای به پدرم| ولی سردار خیالتان راحت!

نامه‌ای به پدرم| ولی سردار خیالتان راحت!

«طهورا قربانی‌مقدم» در نامه‌ای به پدرم نوشت: «میدانی حاجی!؟ وقتی تو آغوشت را در برابر انفجار باز کردی درِ قلب خیلی از ما دیگر به روی خوشی باز نشد! یا وقتی گریه آقایمان را دیدیم چشمانمان هیچ وقت مثل قبل بارانی نشد! ولی سردار خیالتان راحت!»
یادداشت|  تمام کربلا در تو خلاصه شد

یادداشت| تمام کربلا در تو خلاصه شد

«حجت الاسلام مهدی نیکبخت اردلانی» در یادداشتی به مناسبت دومین سالروز شهادت سردار سلیمانی نوشت: «همچون اربابت در خون خود غلطیدی، اصلا تمام کربلا در تو خلاصه شد.»
ز تو یافتم دوستی محبت را/ شعر

ز تو یافتم دوستی محبت را/ شعر

شهید «سیروس آقامحمدی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. در دست‌نوشته های به یادگار مانده از او قطعه شعری به یادگار مانده است که در ادامه می خوانید.
بعدی 3 4 5 6 قبلی