شهر هم در طوافتان، دریاست!.....
نوبد شاهد: تهران و سراسر ایران بزرگ این روزها به اندازه همه آسمانها وسعت دارد برای فرزندان شهیدش. مردم، زیر غرش وحشیگری و وحشت خصم خبیث، بازهم عاشقانه آغوش وا کرد به کاروان شهیدان.
تهران شهر شهیدان است.
کهکشان نور و تسبیح و صدق و سلام بود. شهر نبود، بهشت خدا بود از عطر ناب شهادت. امروز شهر ما بوی بال فرشته می داد. امروز شهر ما شهر شهیدان بود. دلبران دریا را، مردان دنا را بر هودجی از نور، بر محملی از بال ملائکه، آوردند. بر موجی از اشک و عشق و شور و حضور... خیابان انقلاب، این میعادگاه نمادین پایداری و استواری یک ملت و یک جهان، شرف و شهامت در برابر همه دنیاخواران و ریشه های گندیده برآمده از لجنزار جزیره اپستین و مناسبات سلطه و زور و منافع قدرت، امروز خیابان نبود. عرش خدا بود. معراجگاه بود. امروز قدم های این مردم، بوسه گاه قدسیان سراپرده های ملکوت ستر و سلام خداوندی بود. امروز دریادلان دنا، تهران را مطاف پرده نشینان سرادق نور کردند. امروز تهران، کربلا بود. شهر خدا بود. امروز تهران در بدرقه کاروان شهیدان، بازهم معجزه کرد. تهران این روزها شهر معجزه هاست. هرروز و هر شب، خیابانها و میدانهای این شهر، جلوه گاه حماسه و بلندای عظمت روح این مردم است. امت خامنه ای، سیدالشهدای انقلاب و مقاومت جهانی اسلام، پس از شهادت قائد و مقتدای بزرگش، دیگر اراده کرده است تا پیروز معرکه تاریخ انسان باشد و در منظومه شهود و شیدایی جانش، راهی از کربلا به قدس بگشاید و پرچم فتح جبهه حق را بر بام زمین بکوبد و مشعل خون را چراغ راه بشر کند. ای دلیرمردان دنا! ای مرغهای طوفان، ای مهاجران دریایی، ای سپیدپوشان سنگر توحید که جامه رزمتان، همان احرام طواف و کفن عروج سرختان شد. خون پاکتان خلیج همیشه فارس را همسایه آسمان کرده است. این نگین فیروزه ای و کبود دل ایران، حالا شده پاره عقیق گداخته ای که خون دل روزگاران از آن می جوشد و از رگ رگ این لعل مذاب، راه می کشد و رود می شود و شعله در شبچزاغ قلب ها می کشد. خونتان خواب موجها را تا قیامت بر می آشوبد و بال بر بلندای طوفان می کشد.
حالا تابوت دریادلان شهید ناوچه دنا، که مظلومانه و غریب، ۳۰۰۰ کیلومتر دورتر از منطقه جنگی، با دست قساوت شیطان، جان نثار عزت و اقتدار این سرزمین شدند، باز هم روی دریاست و این دریا، براستی دریایی دیگر است و بزرگتر... روی موج دستها و دلهای بیتاب و برآشفته ی خلقی که عزای امام شهیدش را و شهیدان بزرگش را در این روزها، تبدیل به شور مقاومت و شوق شهادت کرده است. این را آن لکه های خون می گوید که از آن بانوی شهیده راهپیمایی روز قدس در همین مسیر تشییع، سر وصال، بجا مانده است. لکه های خون، خشکیده بر زمین، هنوز مانده تا آنکه را تردید دارد به حقیقت بخواند که دشمنت را بشناس! و این مردم را ببین که در منتهای بزرگی، همه تاریخ را بر مظلومیت خود به شهادت گرفته اند.
ای شهیدان! خوش آمدید به اقیانوس قلب ما، از دریایی به دریایی بیکرانه تر، که سرنوشت شما دریا بود و طوفان، تقدیر شما زندگی جاوید بود از دل سوختن و خاکستر شدن.
ای نام شما نور، ای پرنده های مهاجر، ای شروع کشیده بر وسعت بیکرانگی، موج می زنند و اوج می گیرند این مردم به استقبالتان، فرشی از قلب آتش گرفته مان گسترده ایم زیر قدومتان، فرشی از اینهمه قلب عاشق داغدار، ای شهیدان! ببینید که به استقبالتان هر یک تن از این خیل عظیم، یک دریاست. دریا دریا دل به دنبالتان آمده، دریا دریا عاشقی بر کران جانتان پهلو گرفته، همه تهران را دریا کردید بچه های دنا! بدنبال محملتان، همه ما دریاییم. دریای خشم، دریای مهر و همدلی، دریای وحدت، دریای صلابت و عزم... و حالا رودها راه کشیده اند و از همه سو به هم رسیده اند در مدار جذبه عشق این دریادلان سوخته بال دنا، ابن کشتی های در تلاطم زخم و در عمق شکستن، به شکوه جاودانگی رسیده، این سیمرغ های سوخته، دریایی شده اند که نهایتش پیدا نیست.
خیابان انقلاب، کی دریا داشت که تاکنون ندیده بودیم؟! فقط این شهیدان توانستند چنین دریایی بپا کنند. و نگین این حلقه و تازه ترین مهمان امام شهید و شهیدان رمضان، شهید دیروز ملت ماست. این ملتی که بزرگترین سرانش را هم می دهد اما سر در برابر شیاطین خم نمی کند. پیکر شهید بررگ، دکتر علی لاریجانی عزیز، مرد تدبیر در روزهای سخت این کشور، همراه همیشگی رهبر، رفیق صمیمی و خوب این مردم، که سخنش آرامش بود در آوار وحشیگری و وحشت آفرینی دشمن، همین چندروز پیش، روز قدس در همین خیابان، خودمانی و بی ریا با همان لبخند همیشه در میان مردم بود و حالا بنده خوب خدا به خدا پیوسته است و به خامنه ای عزیزمان... پیکر او که همبن دیروز جانفدای ملت و آماج خشم و کینه دشمن صهیونیست شد، حالا بر سر دستهاست در کنار شهیدان دنا، او هم امروز روح بلندش غرقه دریای حق است و تنش پیوسته به موج ارادت این مردم که قدر خادمان خالص و صادق خود را خوب می داند.
ای شهیدان دنا، ای مرغان مهاجر، ای هرکدام با تن پاره پاره تان خلیجی به وسعت و بیکرانگی فارس، ای هریک، پاره ای از تن ایران جان، به امام شهید این امت بگویید که ما تا آخر ایستاده ایم. بگویید ما بسوی میدانهای نبرد، پرواز می کنیم. بگویید در ادامه این راه پرکرامت، دعایمان کند که آبروی استقامت باشیم و حرمت نام جهاد. که آن بزرگ شهید رمضان، آموزگار جاوید مکتب شهادت، خودش به ما آموخت که ملت امامحسین (ع) با یزید بیعت نخواهد کرد.
ای شهیدان خدا! شهر هم در میانه ی موج این هنگامه و هروله ی طواف عشق، امروز دریا شده بود!...
پایان. ز