روایت دردی که «عصای دست» را گرفت
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، علی رحیمی، فرهنگی بازنشسته اهل شهرستان میانه، در گفتوگویی صمیمانه و جانسوز از منش و شهادت فرزندش، مهندس محمد رحیمی، سخن گفت. شهید محمد رحیمی که علاوه بر مدیریت یک کارخانه صنایع غذایی، در نگاه پدر، تبلوری از یک «مسلمان واقعی» بود، در روز شهادت، با دهان روزه در مسیر بستانآباد به آسمان پر کشید.

پایانی در مسیر خدمت
پدر این شهید بزرگوار با بیان جزئیاتی از آن روز حادثه، اظهار داشت: «دختر محمد در بستانآباد داروساز بود و پسرم هر روز او را به محل کار میبرد و بازمیگرداند. آن روز، همسر محمد که دبیر زبان انگلیسی بود، به دلیل دلتنگی، تصمیم گرفت همراه او برود. اما این سفرِ خانوادگی، در میانه راه و در پی حمله صهیونیستی-آمریکایی به پایانی خونین ختم شد و هر دو با زبان روزه به شهادت رسیدند.»
نوه؛ تنها انگیزه برای زیستن
آقای رحیمی با اشاره به جایگاه رفیع فرزندش در زندگی شخصیاش افزود: «محمد تنها فرزندم نبود، او عصای دستم بود؛ مرجع تمام مشکلات و حتی تحلیلهای سیاسی من. حالا که او نیست، تنها بهانهام برای ادامه زندگی، نوهام است. میدانم هیچگاه نمیتوانم جای خالی پدر را برای او پر کنم، اما تمام توانم را به کار گرفتهام تا مرهمی بر دردهای این کودک باشم.»
درخواست متفاوت از مسئولان: نیاز به حمایت معنوی، نه مادی
این پدر شهید ضمن تأکید بر عدم نیاز مالی، درخواستی متفاوت و معنوی از مسئولان مطرح کرد. وی در واکنش به پیشنهادات حمایتی بهزیستی گفت: «از نظر مالی مشکلی نداریم. اما درخواست دارم اگر مشاور زبدهای در اختیار دارید، او را نزد نوه من بفرستید تا با صحبتهایش، ذرهای از آلام روحی این کودک بکاهد.»
داغی که بر پیشانی تاریخ میماند
وی در پایان با ابراز انزجار شدید از عاملان این جنایت، خاطرنشان کرد: «پسر بزرگم را به دست جنایتکارترین انسانهای روی زمین از دست دادم. آمریکا و اسرائیل از آن سوی دنیا آمدهاند تا جان جوانان ما را بگیرند. داغ سنگینی است، اما به حرمتِ نوهام، ناچارم استوار بمانم.»
انتهای پیام/